السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
533
تفسير الميزان ( فارسي )
و معلوم است كه اگر كسى اين معنا را باور داشته باشد ، ديگر معنا ندارد كه از مصائبى كه براى ديگران تاثر آور است ، متاثر شود ، چون كسى متاثر مىشود كه چيزى از ما يملك خود را از دست داده باشد ، چنين كسى هر وقت گم شده اش پيدا شود و يا سودى به چنگش آيد خوشحال مىشود و چون چيزى از دستش برود غمناك ميگردد . اما كسى كه معتقد است به اينكه مالك هيچ چيز نيست ، ديگر نه از ورود مصيبت متاثر مىشود و نه از فقدان ما يملكش اندوهناك ( و نه از رسيدن سودى مسرور ) مىگردد ، و چگونه از رسيدن مصيبت متاثر مىشود ، كسى كه ايمان دارد به اينكه مالك تنها و تنها خداست ؟ و او حق دارد و مىتواند در ملك خودش هر جور تصرفى بكند . بحثى در اخلاق بايد دانست كه اصلاح اخلاق و خويهاى نفس و تحصيل ملكات فاضله ، در دو طرف علم و عمل و پاك كردن دل از خويهاى زشت ، تنها و تنها يك راه دارد ، آن هم عبارت است از تكرار عمل صالح و مداومت بر آن ، البته عملى كه مناسب با آن خوى پسنديده است ، بايد آن عمل را آن قدر تكرار كند و در موارد جزئى كه پيش مىآيد آن را انجام دهد تا رفته رفته اثرش در نفس روى هم قرار گيرد و در صفحه دل نقش ببندد و نقشى كه به اين زوديها زائل نشود و يا اصلا زوال نپذيرد . مثلا اگر انسان بخواهد خوى ناپسند ترس را از دل بيرون كند و بجايش فضيلت شجاعت را در دل جاى دهد ، بايد كارهاى خطرناكى را كه طبعا دلها را تكان ميدهد مكرر انجام دهد تا ترس از دلش بيرون شود ، آن چنان كه وقتى به چنين كارى اقدام مىكند ، حس كند كه نه تنها باكى ندارد ، بلكه از اقدام خود لذت هم مىبرد ، و از فرار كردن و پرهيز از آن ننگ دارد ، در اين هنگام است كه در هر اقدامى شجاعت در دلش نقشى ايجاد مىكند و نقشهاى پشت سر هم در آخر به صورت ملكه شجاعت در مىآيد ، پس هر چند بدست آوردن ملكه علمى ، در اختيار آدمى نيست ، ولى مقدمات تحصيل آن در اختيار آدمى است و ميتواند با انجام آن مقدمات ، ملكه را تحصيل كند . حال كه اين معنا روشن شد ، متوجه شدى كه براى تهذيب اخلاق و كسب فضائل اخلاقى ، راه منحصر به تكرار عمل است ، اين تكرار عمل از دو طريق دست ميدهد . طريقه اول در نظر داشتن فوائد دنيايى فضائل و فوائد علوم و آرايى كه مردم آن را مىستايند ، مثلا